... - تاریخ: 1401/12/13 ساعت: 14:48
بدترین حالتی که ممکنه برای یه آدم پیش بیاد اینه که همزمان هم احساسی باشه و هم منطقی، یعنی قلبش داره مچاله میشه ها، ولی مجبوره منطقی تصمیم بگیره، بعدش باید روزها و ماهها و حتی سالها بشینه به قلبش توضیح بده که اگه اون کارو نمیکردم بیشتر مچاله میشدی.اما مگه قلب حالیشه؟ وقتی دیگه صلحی نباشه بین عقل و قل...
- تاریخ: 1401/11/30 ساعت: 15:15
[unable to retrieve full-text content]گاه دلسوز است، گاهی سخت میسوزانَدَم عشق، گاهی مادر است و گاه هم نامادری... #حسین_دهلوی
- تاریخ: 1401/11/26 ساعت: 20:18
[unable to retrieve full-text content]گاه دلسوز است، گاهی سخت میسوزانَدَم عشق، گاهی مادر است و گاه هم نامادری... #حسین_دهلوی
فاصله - تاریخ: 1401/11/26 ساعت: 20:18
[unable to retrieve full-text content]گاهی باید از دیگران فاصله بگیری اگر اهمیت دادند، ارزشت را خواهی فهمید و اگر اهمیتی ندادند خواهی فهمید کجا ایستاده ای...
- تاریخ: 1401/11/11 ساعت: 15:35
[unable to retrieve full-text content]گاه دلسوز است، گاهی سخت میسوزانَدَم عشق، گاهی مادر است و گاه هم نامادری... #حسین_دهلوی
- تاریخ: 1401/10/12 ساعت: 4:03
[unable to retrieve full-text content]گاه دلسوز است، گاهی سخت میسوزانَدَم عشق، گاهی مادر است و گاه هم نامادری... #حسین_دهلوی
حسبی الله - تاریخ: 1401/3/25 ساعت: 20:44
[unable to retrieve full-text content]خداوند مارا کفایت میکند چه وکیل خوبی چه سرپرست خوبی و چه یاور خوبی ...
شاملو - تاریخ: 1401/2/29 ساعت: 20:56
[unable to retrieve full-text content]فقط اونجایی که شاملو میگه : "گاهی به من فکر کن من حتی گاهی به بودن در فکرت هم راضیم" چقدر عاشقه لعنتی ...
نفهمیدی - تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 22:45
[unable to retrieve full-text content]نفهمیدی که عشق و جان منی جان که چه گویم جهان منی نفهمیدی که بر دلم چه گذشت تو قرار دل بی قرار منی ...
(:) - تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 22:45
[unable to retrieve full-text content]من تحقیق کردم همیشه همه جا همه چی تقصیر منه :)
بهانه - تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 22:45
دلم بهانه تو را داردمیدانی بهانه چیست؟بهانه؛همان است که شبها خواب از چشمان خیس من میدزددبهانه؛همان است که روزها در میان انبوهی از آدم ها چشمانم را در پیتو میگرداندبهانه؛همان صبری است که به لبانم سکوت میدهد تا در نبودنت گله ای نکنمAdblock test (Why?)
من به تنگ آمده ام از همه چیز بگذارید هواری بزنم - تاریخ: 1399/6/23 ساعت: 20:46
خلقت ِ من در جهان یک وصله ی ناجور بود من که خود راضی به این خلقت نبودم زور بود؟ خلق از من در عذاب و من خود از اخلاق ِ خویش از عذاب ِ خلق و من یارب چه ات منظور بود؟ حاصلی ای دهر از
اخرین سال قرن - تاریخ: 1399/1/31 ساعت: 23:40
اینکه قرنطینه ایم خودش داستان جدا دارهولی خبهمین ک هنوزم نفس میکشیم جای شکرش باقیه#کرونا_ویروس
۹مهر - تاریخ: 1398/7/29 ساعت: 0:02
xa0باز هم می آیم و تو نمی آییمن هستم و تو نیستیمن چشم به راه و تو بی خیالفکر من درگیرxa0و فکر تو آزاد ...آزاد باش ... آزاد ....
سلام زندگی - تاریخ: 1398/7/29 ساعت: 0:02
میگما واقعا چرا؟چرا بعضی وقتا یه آدمایی برات مهم میشن که حتی ارزشیه سلام دادن هم ندارنهمین الان اگه تو فکر یکی هستی که تو زندگیت هیچ جایی نداره داری اشتباه میکنیبندازش دور اون لعنتیه حال بهم زن رواز زندگی لذت ببربا داشته هات خوش باشو فکرتو خالی کن از هرچی ادم پست و دورو و... هستیه سلام بگو به زندگی ...
هه.. - تاریخ: 1398/5/31 ساعت: 11:12
انقدر دلم گرفتهانقدر پرم که حد ندارهکاش یکی رو داشتم باهاش حرف میزدم خالی می شدمولی نیست هیچکس نیستxa0کاش یکی بود که اینجور موقع ها راحت حرفامو بهش میزدم بدون اینکه ترس داشته باشم بره به کسی بگه یا اینک
بدون شرح - تاریخ: 1398/3/20 ساعت: 11:36
xa0دنیا کوچکتر از آن است که گمشده ای را در آن یافته باشیهیچکس اینجا گم نمیشودآدمها به همان خونسردی که آمده اندچمدانشان را می بندند و ناپدید می شوندیکی در مه ... یکی در غبار ... یکی در باران.... یکی در باد وxa0بیرحمxa0ترینشان در برف.... آنچه بر جا می ماند رد پایی است و خاطرهایی که هر از گاه پس می زند...
روزمرگی - تاریخ: 1397/10/2 ساعت: 11:30
زندگی معمولی... آرامش کافی ... xa0پسزک خوابیده xa0همه کارامو کردم و خونه درحال برق زدنه باد سردی که تو هوای آفتابی میاد صدای قلقل خورشت رو گاز همه و همه نوید یک زندگی خوب و ایده آل رو میده . . . خدایا سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم
۵ماهگی - تاریخ: 1396/9/1 ساعت: 19:24
جان منی از این عزیزتر نمی شودxa0 جان منی و خوش به حالت که مادرت xa0xa0 تو را مثل گوش ماهی هایی که خودش کنار دریا کشف کرده دوست دارد xa0 xa0xa0 برایت یک مشت بوسه میفرستم xa0 xa0xa0 باز هم هست xa0 xa0xa0 از این بوسه های عاشقانه برایت زیاد کنار گذاشته ام جانِ مادر ... آریای من ...
اندر احوالات مامان نجمه - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 23:03
بچه داری رو خوب باهاش اشنایی دارم و کاملا از سختیاش باخبرم ینی دونسته باردار شدم و هیچوقت هیچوقت سر بچم غرنخواهم زد همینجا قول میدمولی خداااایش از سختیای بارداری هیچی نمیدونستم خیلی سخته اصلا نه غذا میتونم بخورم نه میتونم چیزی بپزم بوی غذا بخوره به سرم که دیگه فااااتحه کلا دارم از بین میرم :)))) ولی...